تبليغاتX
علی باباچاهی
علی باباچاهی
این وبلاگ با مدیریت وحید علیزاده رزازی اداره می شود


علي باباچاهي خواستار توضيح برگزاركنندگان جايزه‌ي شعر «نيما» درباره‌ي سازوكار معرفي كانديداهاي اين دوره از اين جايزه شد.

اين شاعر به خبرنگار ادبيات خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، گفت: به زعم من، هر قدمي كه در زمينه‌ي شعر و ادبيات معاصر ايجاد تحرك كند، مغتنم و مبارك است و جوايز شعر نيز از همين منظر ستايش‌‌برانگيز است، همچنين جايزه‌ي شعر «نيما» كه در چند مورد نقش داوري آن را هم بر عهده داشته‌ام.

او در ادامه متذكر شد: اخيرا از طرف جايزه‌ي نيما اسامي 15 شاعر به عنوان كانديداهاي اين دوره منتشر شده است. به اعتقاد من، در اين‌باره توضيحات لازم از طرف برگزاركنندگان داده نشده است؛ به فرض، اين‌كه اين عده با ارسال كتاب‌هاي‌شان در اين دوره از جايزه شركت كرده‌اند يا با مشورت با آن‌ها قرار است كتاب‌شان مورد داوري قرار گيرد؟ با توجه به اين موضوع، لازم است به عرض اهالي شعر و ادبيات برسانم كه من ـ علي باباچاهي ـ تا هنگام ديدن نام خودم در كنار ديگر كانديداهاي اين جايزه هيچ اطلاعي از اين موضوع نداشتم، هيچ‌گونه مشورتي با من نشده و كسب اجازه‌اي در اين‌باره صورت نگرفته است.

باباچاهي تصريح كرد: اين توضيح در پاسخ به پرسش تعدادي از افراد علاقه‌مند و شاعراني است كه در چند و چون اين دوره از جايزه‌ي نيما نيستند و نوع شركت داده شدن كانديداها در اين رقابت معلوم نيست.

چندي پيش، داريوش معمار ـ دبير سومين دوره‌ي جايزه‌ي شعر نيما ـ در معرفي نامزدهاي اين جايزه اعلام كرد: دوره‌ي سوم جايزه‌ي نيما با توجه به پايان دهه‌ي 80، به اعلام شاعران شاخص جريان‌هاي ادبي در اين دهه معطوف است. پس از نظرسنجي از نزديك به 30 نفر شاعر،‌ منتقد و روزنامه‌نگار ادبي و بررسي همه‌ي جوانب و شرايط خاص شعر ايران در دهه‌ي گذشته توسط هيأت پنج‌نفره‌ي اجرايي، 15 نفر در مرحله‌ي نخست به‌عنوان نامزدهاي اين جايزه معرفي شدند.

او نامزدهاي اين جايزه را به اين شرح معرفي كرد: هوشنگ چالنگي، يدالله رويايي، علي باباچاهي، حافظ موسوي، علي عبدالرضايي، مهرداد فلاح، رؤيا‌ تفتي، آرش نصر‌ت‌اللهي، احمدرضا احمدي، محمد آزرم، روجا چمنكار، عباس صفاري، علي قنبري، داريوش مهبودي و موسي بندري.


|+| نوشته شده توسط علی باباچاهی در 91/02/26 ساعت 15:36 | موضوع:


نشر ثالث از مجموعه شاعران معاصر ایران منتشر کرد:


«هــوش و حــواس گُــل  شــب‌بــو بــرای مــن کــافــی‌ســت»

تازه‌ترین مجموعه شعر علی باباچاهی





|+| نوشته شده توسط علی باباچاهی در 91/02/26 ساعت 15:19 | موضوع:

«كتاب‌هاي علي باباچاهي براي نمايشگاه كتاب تهران»



كتاب‌هاي تازه‌اي از علي باباچاهي به نمايشگاه كتاب تهران مي‌رسند.

به گزارش خبرنگار بخش كتاب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، مجموعه‌ي شعر «هوش و حواس گل شب‌بو براي من كافي است» و كتاب دوزبانه‌ي «اين هم يك شوخي بود» از آثار تازه‌ي باباچاهي براي نمايشگاه كتاب‌اند. همچنين مجموعه‌هاي شعر «گل باران هزارروزه» و «نم نم بارانم» و «گزينه‌ي اشعار علي باباچاهي» به همراه چاپ تازه‌ي كتاب «گزاره‌هاي منفرد» اين شاعر و منتقد همز‌مان با نمايشگاه كتاب تهران در ارديبهشت‌ماه ارائه مي‌شوند.

علي باباچاهي درباره‌ي ارائه‌ي كتاب‌هايش در نمايشگاه كتاب‌ تهران گفت: مجموعه‌ي شعر «هوش و حواس گل شب‌بو براي من كافي است» براي ارائه در نمايشگاه كتاب توسط نشر ثالث در دست چاپ است.‌ اين كتاب حدود 220 صفحه است و در آخر كتاب نيز دو مقاله با عنوان «شعر مؤلف، صلح مؤلف» و همچنين «شعرافشانشي» كه ناظر بر نوشتار خود شاعر است، آمده است.

او افزود: همچنين چاپ دوم مجموعه‌ي شعر «نم نم بارانم» كه توسط نشر چشمه منتشر شده است، در نمايشگاه ارائه مي‌شود‌. در اين چاپ، علاوه بر مؤخره‌هايي كه در آخر كتاب آمده، يك يادداشت تازه نيز به چاپ قبلي افزوده شده است. «گزينه‌ي اشعار علي باباچاهي» هم كه از طرف نشر مرواريد به چاپ سوم رسيده است، در نمايشگاه كتاب سال جاري به صورت كتاب جيبي ارائه خواهد شد.


باباچاهي همچنين گفت: چاپ اول «اين هم يك شوخي بود» كه به صورت دو زبانه (انگليسي - فارسي) توسط سعيد سعيد‌پور ترجمه و به همت ايوب صادقياني و از سوي نشر ويستار منتشر شده است، نيز به نمايشگاه كتاب مي‌رسد. در اين كتاب، متن انگليسي و فارسي طبق معمول، روبه‌روي هم نيامده؛ بلكه كتاب انگليسي از سمت چپ و فارسي از راست نوشته شده كه در وسط كتاب به هم مي‌رسند و مي‌توان آن‌ها را دو كتاب مجزا دانست. پاره‌اي از شعرهاي اين كتاب به انتخاب خودم است و تعداد ديگري از اشعار را مترجم كتاب به خاطر انس و الفتي كه با آن‌ها داشته، انتخاب و ترجمه كرده است.

از ديگر آثاري كه از علي باباچاهي در نمايشگاه كتاب تهران ارائه مي‌شود، مجموعه‌ي شعر «گل باران هزارروزه» است كه اخيرا توسط نشر مرواريد به چاپ رسيده است و به گفته‌ي خود شاعر، تا به حال فروش خوبي داشته است. چاپ تازه‌ي «گزاره‌هاي منفرد» (مسائل شعر و بررسي شعر جديد و جوان امروز) هم كه در سه جلد از طرف نشر ديبايه منتشر شده است، در نمايشگاه كتاب ارائه خواهد شد.

باباچاهي همچنين درباره‌ي مجموعه‌ي آثاري كه در دست چاپ دارد، گفت: كتاب «به شيوه‌ي خودشان عاشق مي‌شوند» مجموعه‌اي از شعرهاي عاشقانه و انتخابي از 11 كتاب چاپ‌شده و چاپ‌نشده،‌ شعرهاي جديد و تازه است كه قرار است آن را نشر مرواريد منتشر كند. اين كتاب شعرهايي را شامل مي‌شود كه از سال 1357 تا به حال سروده شده‌اند؛ ولي شعرهايي هستند كه در مجموعه‌ي «گزينه‌ي اشعار» نيامده‌اند.

او درباره‌ي شعرهايي كه در اين مجموعه گرد آمده است، گفت: در شعرهايي كه در اين مجموعه گردآوري شده است، تعريف متداول از شعر عاشقانه نقض مي‌شود و به كنار گذاشته مي‌شود.

اين شاعر همچنين عنوان كرد:‌ «گزاره‌هاي پيوست» (90 سال شعر نو فارسي) كه در واقع تكميل‌كننده‌ي وجوهي از سه جلد «گزاره‌هاي منفرد» است و شامل شعرهايي از نيما تا شعر امروز مي‌شود، نيز در دست چاپ قرار دارد. شيوه‌ي ارائه‌ي آثار شاعران در اين كتاب به صورت سلسله مراتبي و خطي نيست و لزوما اين‌گونه نيست كه شعر شاعران جوان در آخر كتاب آمده باشد؛ بلكه در اين كتاب وقتي يك شاعر را جريان‌ساز معرفي مي‌كنيم، شعر تعدادي از شاعران جوان كه از او تأثير گرفته‌اند، نيز در زير آن قرار مي‌گيرد.

او سپس درباره‌ي تازه‌ترين سروده‌هايش اظهار كرد: «دنيا اشتباه مي‌كند» تازه‌ترين سروده‌هاي من است كه شامل 80 شعر است و حدود 244 صفحه مي‌شود. اين مجموعه‌ي شعر در آستانه‌ي رفتن به وزارت ارشاد براي گرفتن مجوز قرار دارد تا از سوي نشر چشمه منتشر شود.

او افزود: مجموعه‌ي «بيا گوش‌ماهي جمع كنيم» هم شامل مجموعه‌اي از شعرك‌ها و شعرهاي كوتاه ‌است كه آن‌ها را طي مصاحبه‌اي كه با سيروس نوذري در خصوص شعر كوتاه و هايكو و ارتباط شعر كوتاه با هايكو و شعر مدرن داشته‌ام، گردآوري كرده‌ام و اين مجموعه نيز براي انتشار به نشر ثالث سپرده شده است.

باباچاهي در ادامه گفت: همچنين كتابي به نام «علي باباچاهي در وضعيت ديگر» نوشته‌ي محمد لوطيج توسط نشر ثالث منتشر خواهد شد كه در آن علاوه بر سال‌شمار زندگي من، نويسنده سعي كرده است مراحل شعري‌ام را نشان دهد. نويسنده‌ي اين كتاب بيش‌تر تمركزش بر متفاوت‌نويسي‌هاي من بوده است و سعي كرده در آن تفاوت‌هاي شعرم را نشان دهد و آن‌ها را برجسته كند.


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پی‌نوشت: به علت عدم حضور نشر چشمه در نمایشگاه بین‌المللی کتاب امسال، مجموعه‌ی شعر « نم‌نم بارانم» را می‌توانید از محل فروشگاه این ناشر تهیه کنید. این مجموعه به تازگی و بعد از چندین سال که از چاپ نخست آن می‌گذرد توسط نشر چشمه تجدید چاپ شده‌است.

آدرس فروشگاه چشمه: تهران، خیابان کریمخان زند، نبش میرزای شیرازی، پلاک ۱۰۷



|+| نوشته شده توسط علی باباچاهی در 91/02/08 ساعت 22:55 | موضوع:

دوره‌ی جدید کارگاه شعر علی باباچاهی از اردیبهشت ماه در «موسسه‌‌ی مطالعاتی رخداد تازه» برگزار می‌شود. دوستان علاقه‌مند جهت کسب آگاهی‌ بیشتر می‌توانند از این طرق اقدام نمایند:

آدرس:
تهران، خیابان کارگر شمالی، روبروی مرکز قلب تهران، بالای رستوران ارکیده، پلاک 1803، طبقه3
ایمیل:
rokhdadetazeh@gmail.com
تلفن:
80 30 02 88 021 - 52 55 02 88 021
ساعات پاسخگویی: 9 صبح تا 8 بعداز ظهر


                   ( عکس: امیر رنجبران / پشت صحنه ی «این قیافه ی مشکوک» )     



|+| نوشته شده توسط علی باباچاهی در 91/01/23 ساعت 17:42 | موضوع:


دو شعر تازه از علی باباچاهی در شرق






|+| نوشته شده توسط علی باباچاهی در 90/12/26 ساعت 16:58 | موضوع:



گروه ادبے مايا برگزار مي كند
نكوداشت شاعري نظريه پرداز و جريان ساز ـ علي باباچاهي


نيم قرن خلاقيت، نگارش بي‌وقفه، تكوين و تأليف 40 كتاب شعر و نقد و پژوهش و بيش از هزار صفحه گفت‌وگو، نظريه‌پردازي و طـرح مباحث مناقشه‌انگيز، از علي باباچاهي چهره‌اي متفاوت، تأثيرگذار و جريان‌ساز ساخته است؛
...اين ها را ننوشتيم تا بهانه ي برپا كردن مراسم نكوداشتي را ترتيب داده باشيم .
خواستيم بگوييم هماره شعر و شاعر براي فارسي زبانان بي اين دلايل هم دليلي ست براي حيات .
حال اگر شاعري سهم داشته باشد در اتفاق حيات ؛ هر روز برداشتي ست نكو از كاشته اي كه اين روزها گل شدن و گل دادنش دم گرم حضور مي طلبد و زاويه ي خوش تبسم .
در اين مراسم براي نخستين بار ، فيلم مستند " اين قيافه ي مشكوك " به كارگرداني دوست و يار همپايم " وحيد عليزاده رزازي " نيز اكران خواهد شد .


نکوداشت علی باباچاهی

                                                                  (طراح پوستر: فهیمه امامی)                

 

مراسمي كه ترتيب داده ايم بدين منوال است :
بخش نخست :
اجراي موسيقي زنده
سخنراني چند نازنين درباره ي علي باباچاهي
بخش مياني :
اكران فيلم "اين قيافه ي مشكوك"
بخش پاياني :
تقدير از علي باباچاهي
سخنراني و شعرخواني علي باباچاهي

اين مراسم با حضور عزيزاني همچون :
سيمين بهبهاني ـ هوشنگ چالنگي ـ مفتون اميني ـ محمد قائد ـ مديا كاشيگر ـ محمدعلي بهمني و ديگر اهالي ادبيات و سينما ، روز چهارشنبه بيست و چهارم اسفندماه 1390 در فرهنگسراي خانه ي مشق واقع در : خيابان آزادي ، خيابان استاد معين ، نبش خيابان دستغيب، جنب كتابخانه‌ي استاد معين برگزار خواهد شد .

چشم انتظار دوستان و بزرگواراني كه قصد آمدن دارند و ميل به شعر و شاعر .


گروه ادبي مايا
صاحب امتياز و مدير مسئول
جمال ذوالفقاري


|+| نوشته شده توسط علی باباچاهی در 90/12/20 ساعت 21:23 | موضوع:

مراسم نكو‌داشت علي‌ باباچاهي برگزار مي‌شود.

به گزارش خبرنگار بخش ادب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، مراسم نكو‌داشت اين شاعر ساعت 16 روز چهارشنبه، 24 اسفندماه، در فرهنگسراي خانه‌ي مشق برگزار مي‌شود.


به گفته‌ي باباچاهي، در اين مراسم، علاوه بر نمايش فيلم مستندي از زندگي ‌او، افرادي همچون مفتون اميني، هوشنگ چالنگي، مديا كاشيگر و... حضور خواهند داشت.


گروه‌ ادبي مايا به عنوان برگزاركننده‌ي اين نشست در توضيحي عنوان كرده است: «نيم قرن خلاقيت، نگارش بي‌وقفه، تكوين و تأليف 40 كتاب شعر و نقد و پژوهش و بيش از هزار صفحه گفت‌وگو، نظريه‌پردازي و طـرح مباحث مناقشه‌انگيز، از علي باباچاهي چهره‌اي متفاوت، تأثيرگذار و جريان‌ساز ساخته است؛ از اين‌رو بر آن شديم به پاس اين حضور فعال و مستمر، مراسم بزرگداشتي هرچند نه درخور قدر بلند شاعر برگزار كنيم و مرور كوتاهي بر زندگي و شعرش را بر پرده‌اي سفيد به تماشا بنشينيم.»

فرهنگسراي خانه‌ي مشق در خيابان آزادي، خيابان استاد معين، نبش خيابان دستغيب، جنب كتابخانه‌ي استاد معين واقع شده است.




|+| نوشته شده توسط علی باباچاهی در 90/12/14 ساعت 1:24 | موضوع:

  • مكثي كوتاه بر «گل باران هزارروزه» سروده علي باباچاهي
  • شعر به مثابه خنده‌درماني
  • محمد لوطيج


                                                                                   (منتشر شده در روزنامه شرق )


گل باران هزارروزه در جايي ايستاده كه شعر معروف به دهه 70 ظاهرا به تاريخ ادبيات پيوسته، اما پس‌لرزه‌هايش همچنان محسوس است. بسياري از مولفه‌هايي كه در دهه 70 ناآشنا و تازه مي‌نمودند، در شعر اكنون ديگر جا افتاده، از همراهان هميشگي شعر متفاوت محسوب مي‌شوند. خواننده پيگير شعر باباچاهي با بسياري از اين مولفه‌ها به خوبي آشناست؛ مولفه‌هايي چون: پرش/برش روايي، چندصدايي، معناگريزي، مجنون/ سپيدنويسي 
و... غالب اين مولفه‌ها در بازخواني مجموعه‌هاي پيشين شاعر بارها كندوكاو شده‌اند. خواننده مورد اشاره لابد خوانده و مي‌داند كه شعر متفاوت سال‌هاست كه از پيراسته‌نويسي و رسمي‌نويسي فاصله گرفته است. با اين پيش‌فرض از طرح اين مباحث پرهيز كرده، صرفا به يكي از شاخصه‌هاي گل باران هزارروزه مي‌پردازم: مطايبه‌نويسي چندمنظوره. در سراسر اين مجموعه نشاني از تراژدي، سرگذشت عاشقانه، قصارگويه‌ها و... نيست. طنز خاص باباچاهي كه به ويژه از شعرهاي دهه 70 همراه هميشگي شعرهايش بوده، در اين مجموعه نيز موقعيتش را تثبيت‌شده مي‌بيند. انگار مخاطب ضمن قرائت شعر ناخواسته در معرض خنده‌درماني قرار مي‌گيرد؛ طنزي كه از جابه‌جايي موقعيت‌ها، كنش‌هاي غيرمنتظره و البته بستر كودكانه- شاعرانه حاصل مي‌شود. اگر قايل به حضور يك شخصيت شعري در شعر باشيم، اين شخصيت در شعر باباچاهي مطلقا در پي حل معضل‌ها و تناقض‌ها برنمي‌آيد. آنچه غيرطبيعي بودن واكنش‌ها را پيش روي خواندن مي‌نهد، آشفتگي روح (ر.ك: الكساندر بلوك) انسان عصر حاضر است كه در برابر انبوهي از كنش‌هاي چندپهلو و حيرت‌آور قرار مي‌گيرد. با اين توجيه كه او نسبت به اين آشفتگي‌ها آگاه است. واكنش او نسبت به موقعيت‌هاي متني بيش/ پيش از آنكه عاشقانه/ عارفانه و به معناي كلاسيكش شاعرانه باشد، بدوا عاجزانه به نظر مي‌آيد. به گونه‌اي كه اطلاق صفت فرهيخته به او، بيش از حد خنده‌دار و مضحك است. با اين توضيح كه از رويكرد كارت‌پستالي فاصله گرفته، گاه به فضايي كارتوني پهلو مي‌زند: 
فكر كن فقط فكر كن/ به درختاني كه گاهي چكه‌چكه خون چكه مي‌كنند/ و به اين چوب و چرم نساييده دست به دست نگشته/ كه دختر جنگلباني بوده در مازندران -پدر!/ و پدر شبي نصف شبي بانگ برآورده خروس بي‌محل شده/ كنده‌اند سرش را/ بال و پرش را/ و گذاشته‌اند لب جويي كه آقا روباهه از آنجا مي‌گذرد (ص86) 
مطايبه، خاصه در گل باران هزارروزه، از معناي رايج ادبي‌اش فراتر رفته، به نوعي شيوه زيست بدل مي‌شود. يك مدل زندگي ارايه مي‌كند كه در قبال بي‌رحمي، آشفتگي، پارادوكس‌هاي بي‌شمار و... خنده‌درماني را پيشنهاد مي‌كند چرا كه درك‌ناپذيري و تغيير‌ناپذيري پديده‌ها را پذيرفته و براي غلبه بر تناقض‌هاي بي‌شمار جهان ما، اين شكست معرفتي را در خنده كلمات پنهان مي‌كند. معنا، هدف، خوب و بد ارزش‌هاي جهانشمول و لايتغير، واقعيت قابل اثبات و... در لابه‌لاي واكنش‌هاي شخصيت شعري به نحو چشمگيري رنگ مي‌بازد و جايش را به گزاره‌هايي لغزان مي‌دهد؛ گزاره‌هايي كه هم تقدير تغيير‌ناپذير پديده‌ها را تاييد مي‌كند و هم به موازات آن تلاشي براي تغييرِ تغييرناپذيرهاست. بي‌اعتنا به امور بنيادين است. اين بي‌اعتنايي اما غالبا ديدگاهي وانمودي است: شاعر همچنان گوشش را به قلب جهان چسبانده و ضربانش را رصد مي‌كند. به جاي تغيير/ تفسير جهان، به بازي در لابه‌لاي كلمه رضايت مي‌دهد و از تن دادن به آنچه به معناي كلاسيكش «مهم» محسوب مي‌شود، پرهيز مي‌كند. 
آنچه از گل باران هزارروزه در ذهن مخاطب رسوب مي‌كند، به واسطه گزينش مفاهيم نيست. حرف مهمي طرح نمي‌شود، هيچ مساله بنياديني بازگو نمي‌شود و در عين حال از همه چيز سخن مي‌رود: 
... خواهرش هم عاقل است هم دو چشم اضافي دارد/ جاي نيش زنبور را هم در تاريكي تشخيص مي‌دهد/ قصاص؟ باشد! قبول/ اجازه بدهيد/ بروم مشت‌مشت سرهاي ديگرم را هم بياورم/ يكي‌يكي ببريد بگذاريد لب جو/ مايه عبرت حشرات موذي هم بشود كافي‌ست (ص56) 
خواننده‌اي كه يكباره مثلا از دلِ ابراهيم در آتشِ شاملو به اين سطرها پرتاب شده باشد، با شعري به غايت ساده‌لوحانه، خنده‌دار و گاه منفعل روبه‌رو مي‌شود؛ شعري كه سوءهاضمه گرفته از بس كه از همه چيز و همه كس تغذيه كرده؛ از نگارش رودكي گرفته تا ترانه‌هاي عاميانه، شعربازي‌ها، تمثيل‌هاي قطعه‌قطعه‌شده و... به كلي از فخامت و استواري شعر غيرنيمايي دور مي‌شود. در حقيقت شاعر پس‌زمينه تازه‌اي مي‌آفريند با سازوكاري تازه. اين context از آن جهت براي مخاطب شاملو ناآشنا و احتمالا مضحك است كه به context شعر راه نبرده است. او شعر باباچاهي را در context كه از شعر شاملو در ذهن دارد، مي‌خواند بنابراين اين ناهم‌خواني به مضحكه و تمسخر مي‌انجامد: 
... اما ‌اي كلاغي كه حوصله‌ات سر رفته اسمت بد در رفته/ پيش خودمان باشد اين حرف/ دوست داشتن تن به تن و دوست داشته شدن/ مي‌تواند قالب پنيري باشد وسط بشقاب/ در آشپزخانه‌اي كه پنجره‌هاي نظرگيري دارد/ نه؟ (ص66) 
به نسبت مجموعه‌هاي پيشين، در گل باران هزارروزه، فضاي گروتسكي و مشمئزكننده، از بسامد كمتري برخوردار است. گو اينكه روحيه تلطيف‌شده‌اي در شعرها تعبيه شده، تا با شخصيت شعري رمانتيك‌تري روبه‌رو شويم. شايد انبوهي از جمعيت اهالي طبيعت در اين امر بي‌تاثير نباشد. 

از آنجايي كه باباچاهي در هر دوره سعي كرده رفتار ديگرگونه‌اي با مطايبه داشته باشد، از بسته شدن فضاي شعري و حركت دايره‌اي دور مي‌ماند. اما اين انحراف هميشه وجود دارد كه تكرار نگاه مطايبه‌اي، به نوعي بحران بدل شود. انگار يك جهان‌بيني تبيين شده بر كنش‌هاي شعري نظارت مي‌كند و اين خطر محتمل است كه به نوعي ايدئولوژي كسل‌كننده منتهي شود.




|+| نوشته شده توسط علی باباچاهی در 90/12/01 ساعت 19:14 | موضوع:


« توجه دولت‌ها به ادبیات دولتی امری طبیعی است »

گفت‌وگو با علی باباچاهی در باب نسبت ادبیات و انقلاب؛

حسن همایون/ روزنامه ی فرهیختگان


             


حسن همایون: در باب ادبیات و انقلاب مردم ایران علیه نظام سلطنتی پهلوی سخن گفتن اتفاقی است که در گفت‌و‌گو با علی‌باباچاهی رخ می‌دهد، این شاعر و منتقد در مقدمه مجلد دوم از دوره سه جلدی کتاب تحقیقی – انتقادی «گزاره‌های منفرد؛ مسائل شعر و بررسی شعر جدید و جوان امروز» در باب ادبیات و انقلاب حرف می‌زند، اینجا در گفت‌وگویی مکتوب لایه‌های دیگر آن مبحث را باز می‌کنیم. آقای شاعر طناز و شوخ در می‌گذرد از برابر سوال‌‌هایی که مناسبات اینجایی و اکنونی ادبیات و انقلاب را به چالش می‌کشد. بخوانید ببیند به قول علی‌باباچاهی تند رفته‌ایم یا با نگاهی مستدل و منطقی داریم از مقوله‌‌ای مغفول‌مانده در تبیین و بازخوانی نسبت ادبیات و انقلاب حرف می‌زنیم...


ادامه ی مطلب را از ایـــــنجا بخوانید.




|+| نوشته شده توسط علی باباچاهی در 90/11/06 ساعت 15:21 | موضوع:

اولين شماره از ماهنامه ادبي مايا منتشر شد. در این شماره مصاحبه ی سیروس نوذری با علی باباچاهی تحت عنوان « شعرک سازان و هایکو بازان » را از نظر خواهید گذراند.


پی دی اف ماهنامه را از اینجا دانلود کنید.





|+| نوشته شده توسط علی باباچاهی در 90/11/01 ساعت 18:30 | موضوع:

« پیکاسو در آب‌های خلیج فارس » به چاپ دوم رسید. این مجموعه که اول بار در سال 1388 چاپ شد به تازگی چاپ دوم‌اش توسط نشر ثالث به بازار کتاب آمده. در ادامه بخشی از نقد و بررسی خانم « سریا داودی حموله » بر آثار علی باباچاهی  که به « پیکاسو در آب‌های خلیج فارس » برمی‌گردد را با هم می‌خوانیم:

 

...ساختارهای اکسپرسیونیستی:

باباچاهی در رویکرد بیانگرایانه ی اکسپرسیونیستی وشگردهای فرمالیستی در شکل انتزاعی وتئوری های فلسفی به قانونمندی حاکمیت متن معتقد است ؛ برای گریز از فرم ، معنا و نگره های اجتماعی آوانگارد و پیشرو به آنارشیسم زبانی  چالش برانگیز روی نشان داد؛که طبق  نظریه ساختار شکنی دریدا نه در جهت فهم متن بلکه در پی ابهام آن است.در این بین ذهنیت دکارتی و ثنویتدر ابعاد زیباشناسیک نمود پیدا می کندودر دیدگاه هرمنوتیکی مدرن رویکردهای نظری با ساختار های زبان شناختی،جامعه شناختی و مخاطب شناختی و آثار فانتزی  محوریت پیدا می کنند ودر استفاده  غیر متعارف از کلام؛ و استعاره های کلامی و تبین انگاره های واژگانی از رابطه ی جادویی  زبان اشیاء که حاصلش تجرید و انتزاع است؛شاید در جرگه ی شعر زبان شعر مفهومی  قابل حس و در ساختار و نظام شعری در خور تاویل است:

-«روسری های دختری کفن ات می شود/اسب چل تکه ای برای حمل جنازه آماده کنید/درخت چنار هم که انار داده/پس نسل تو منقطع نشده/طبعا این یک مراسم تشریفاتی ست/-چل مهره ی رنگارنگ را به گردنم انداخته ای که/به اسم تو فقط ثبت شوم/من زیر سند عزرائیل را هم امضا نمی کنم» ...پیکاسوص103)


            


...ساختار های نحوی:

در عصر عشق ستیزی و عقل ستیزی باباچاهی به نوعی  از جباریت  متن اعتقاد دارد وشعرش در ساختار نحوی(syntactic structure) پای بند فلسفه و در جسارت های زبان  مفردات و ترکیبات از شبه جمله های تضادی استفاده می کند...در این دستاوردهای ذهنی  بن مایه های گفتمانی و شعرهای پست مدرنی ابژه های سوژگی خود را دارند... قدرت پنهانی و دیالکتیکی مستتر در اندیشه های پست مدرن که  باز آفرینی فضای شعر تجریدی یک تعدیل و  انتزاع تصنعی باعث تخریب شعر است. بعضی شعرها چند وجهی وسرشار از حس های ناگفته اند که تاکیدی بر آموخته های تعاملی هستند واز گزاره های زیباشناختی و از نقاط قوت شعر محسوب می شود:

-نه به هیتلر که هنوز لمس می کند اسکلت های ضدعفونی را/نه به چنگیز عزیز که دست هایش را قبلا صابون زده/پسر تو قاتل خودتی!/شباهت روانی تو به ماری بیشتر است/که در یک شبانه روز چند بار پوست عوض می کند ... پیکاسوص 108 )

...ساختارهای طنز و پارودی:

در«پیکاسو...»  به سمت کاریکلماتور می رود و طنز  و پارودی محور اصلی متن است؛باباچاهی برای گریز از حکم های استنباطی در مفاهیم متنی روی محور مطایبه و پارودی پافشاری می کند.جایگاه این نوع شعر در«ادبیات ایرانیِ معاصر»(1)در ساختار نوشتاری نیست بلکه شنیداری و صوتی است؛بعد«از آبشخور غوکان بدآواز...» با نظریه ادبی(poetics) که ملغمه ای از صبغه ی فلسفی و  موتیف های دکارتی دارد و تابعی از تئوری مآبی  و نگره های اجتماعی و تاریخی است....باباچاهی شاعری ضد عقل که عادت به پاسخ گویی ندارد که خود پرسنده است با سهم اندکی در اندیشیدن  که گاهی«هیچ می هیچد» تا به لحن تحکمی نزدیک شود:

{-«...فکرهای الکترونیکی پشت برگ انجیر قایم می شوند»ص12...-«به آینده ات سگی پرانده شده»ص55... -«گلایول ها که خوابشان نمی برد به گلفروشی فکر می کنند»ص 64...-«راه درازی آمده اما هنوز به خودش هم نرسیده...»ص82-«به پیغمبری مبعوثت نمی کند افسوس/خدایی که مرا به جای تو به جای دایناسورها برگزیده است»ص96... -«بیداری من از خواب تو کم عمق تر نیست»ص120...-«مِن بعد عاشق هیچ عنتری نمی شوم الا بزِ زنگوله دار»ص 134...-«در آشپزخانه ای که کارد پیدا نشود/پیاز از روشنفکری برق می زند»ص133...-«هر قطعه تن تو سر از شطح عارفی در می آورد»ص 157...پیکاسو}

شعرهایی ساده با پوسته ی بیرونی ساختمند و تاملات درونی ابژه ها ی ساختارانگار(post-structuralism)که  گاهی تعادلی بین« فرم و محتوا» و« ابژه و سوژه»نیست و متن تنهادر تبین تئوری ها کارایی دارد و در محوریت ساختار معنایی- زبانی  قابلیت جعل واقعیت ها انکارناپذیر است.از این وادی  باباچاهی به سمت مباحث تئوریک رفته وزبان ابزاری  برای طنز و مطایبه در جهت بسط و اعمال نظریه ی پسامدرنیسم  وتکثرگرایی است.

...پست مدرنیسم و دیالکتیک زبان:

...آنچه در مصاحبه و نقدها از شعر پسانیمایی گفته شده ؛تا حدی  متفاوت با شعر باباچاهی  و کلمات ابزاری برای  تشخص زبانی است:«در عقل عذابم می دهد» به سمت لکنت زبانی پیش رفت و  «نم نم بارانم» به فصل مشترک شعر -تئوری رسیدو با  قرائت ها ی مختلف  لحن محاوره  متفاوت تر شد و در«قیافه ام که خیلی مشکوک بود» دنباله ی شعر پسانیمای و همان لحن سرایی  و حضور مولفه های مکرر است  و در  آشنا زدایی و عدم قطعیت هنجار شکنی های زبانی را بیان نمود.در « پیکاسو در آب های خلیج فارس » شطحیات را با نقیصه گویی و شگردهای زبانی و پارودی به محوریت پراکسیس ؛ تکثر گرایی و چند صدایی  با رویکردی تکنیکالی پرداخت؛ بعضی شعرها با جذابیت مفهومی و عناصر غیرملموس و انتزاعی از نظام های نشانه ای برخوردارند.بااین پیشروی ها؛نگره ها و نظریه های  نثریتِ شعر باباچاهی هنوز در پی استاتیک با لایه های  پنهان است.

پنجم: دوره ی هیچ درآمدهای پس  پسامدرنی...

باباچاهی گرچه در روایتِ تاویل ها ی پل ریکور به شیفتگی غیر عقلایی دست یافت اما با بافت بیانی و زبانی  منحصر به  پسامدرن و با قرائت انتقادی  از مرگ مکرر راوی به گفتارهای تناقصی  رسید: {-من «آدم»ی متفاوتم/عالی-نه عالی       پسامدرن!...ص119 پیکاسو...}در این ناپایداری های اسکیزوفرنیک گرایش به  متن نیچه ای و هنجار شکنی های زبانی  نوعی  جهش یافتگی ذهنی زبانی  است...گفتمان غالب جهانی شدن به معنی پیدایش نظم جمعی است که چگونگی این بازخوردهای ادبی در راستای اندیشه ی جهانی فرازمانی و فرا مکانی است....در دوره ای که  آوانگارد بودن با متفاوط نویسی موازی گشت  و گزاره های  سفید نویسی معنا باخت و  نوع جدیدی از حذف به قرینه ی نمی دانم ها بوجود آمد.تعبیری برای بحران جهانی که قرن را به آنارشسیم زبانی کشاند:«اگر من بخواهم جهان را به شیوه خویش کشف کنم،آنجا مستلزم تلاشی فراوان برای برطرف کردن پوشیدگی و ابهامات است»(2) طرح انگاره های شبیه سازی شده ؛ آشنا زدایی ؛چندآوایی و تصویر گرایی ها ی هیچ انگارانه را تعمیم می دهد به  محور گفتمانی(discourse) که شعبده ای در  ساختار زبانی محسوب می شود:

-«چترم را جا گذاشته ام در ابرهایی که در آغاز کلمه بود/معطل کلمه ای هستم در بزند بیاید تو/و من بگویم به او که چشم های تو چقدر خود-مرجعیت اند»...ص129«پیکاسو...»

 

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پی نوشت ها:

1-  رضا براهنی در کتاب «گزارش به نسل بی سن فردا»بین «ادبیات معاصر ایران»و «ادبیات ایران معاصر» عنوان«ادبیات ایرانیِ معاصر» را صحیح تر دانسته است.ص 81

2- چگونه هایدگر بخوانیم،مارک راتال،ترجمه مهدی نصر،نشر رخ داد نو 1388

 

 



|+| نوشته شده توسط علی باباچاهی در 90/10/20 ساعت 22:51 | موضوع:


پشت صحنه


دايره‌اي دورش مي‌كشي تا جدا شود از ديگران
مهار نمي‌شود اما سلولي كه قصد ياغي شدن دارد
اطاعت از شيطان نيست:
تشنه شدن خيره شدنِ در آب
دست‌بند كار خدا نيست در كوره‌اي گداخته مي‌اندازي‌اش
در آغوش مي‌كشي آبشار را وَ شرشر آب خواب را
حاصلخيزتر مي‌كند
انگشت فرو بردنِ در آب حق من است
سوزن در پوست فروكردن و افشاندنِ آب انار
به صورت مردان غريبه ـــــ
حمل ستاره زغال سرخ چراغ قوه حق من است
تحويل تحول متحول

زنِ يك دل قطعا پيدا مي‌شود
با هزار و يك دل و قطعا تعقيب مي‌كند
صورت‌هاي جدي و جذاب را
پنج صبح رفتگرها خش‌خشِ جاروها.
صورت‌هاي جدي اما جا گذاشته‌اند
ساعت‌هاي مچي‌شان را مردانه جا گذاشته‌اند
تا پنج صبح
زن عاشق را در خواب جا گذاشته در آب در آكواريوم
سوا مي‌كند ساعتي از ساعت‌ها را در آب در آكواريوم
صورتي از صورت‌ها را سوا مي‌كند زنِ در خواب
و خيره مي‌شود به تعدد صورت‌ها در آب عاشقِ در خواب
روي صحنه: زن «من» يكي‌يكي
هريكي از دري از در به دري خارج مي‌شوند


مهر ماه 1390


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


كابوسي


هر وقت از اين چهارراه مي‌گذرند نمي‌دانم چرا
نمي‌دانم چرا هر وقت از اين چهار‌راه مي‌گذرند
نمي‌دانم چرا ــــــ
بن‌بست‌ها گره از گره راه باز مي‌كنند
نردبان با پاي چوبين چابكي از خود نشان مي‌د‌هد:
زود زودتر!
«چه شده» مي‌پرسد از «چه خواهد شد»
چه شده؟
تعويض پوشك چنگيز جيغ ندارد و ويغ
پانسمان پاي زخمي تيمور قال ندارد و قيل
خون لخته شده از ترس را بالا نمي‌آوَرد از گلو
بهرام شهرام نمي‌دانم چرا؟
زيرا اقاقي‌ها آجرها تخم گذاشتند تند تند
سايه‌ها تكثير شدند آجر به دست و
پريدم از خواب:
قيل و قال جيغ و ويغ بوق سگ اگزاز گراز
گاز وَ ترمز بع‌بعِ بزغاله و بز قيژ‌قيژ و
نمي‌دانم چرا ــــــ
بكت به دادمان نرسد كافكا حاضر است
ترددْ هزارپا دارد: خزيدن از حشرات است
فرار از بشرات
هذيان از دلهره مي‌آيد شطح از غليان
اشتباه دستوري! دستور بود: چكاچاك بود
تِ تِ تقْ تق بود
دستخطِّ اسكندر و استالين امضا
در خواب هم قابل تشخيص بود
بود كه گفتم بود كه مي‌گويم بود بود! 


مهر ماه 1390



|+| نوشته شده توسط علی باباچاهی در 90/10/12 ساعت 1:38 | موضوع:

نشست نقد و بررسی مجموعه ی " گُـل ِ بـاران ِ هــــزار روزه "  در " بـــاغ آیــــنه " کرج



با حضور:

هوشنگ چالنگی، محمد آشور و وحید علیزاده رزازی
دوشنبه 28 آذر 90 ساعت 16:30 الی 19
کرج، بعد از پل آزادگان، خ شهید حسینی، پ 39 ، باغ آینه



|+| نوشته شده توسط علی باباچاهی در 90/09/22 ساعت 21:15 | موضوع:


نشست نقد و بررسی مجموعه ی " گل باران هزار روزه " ؛ تازه ترین اثر علی باباچاهی ، دوشنبه 28 آذر 90 ساعت 16:30 در کرج، بعد از پل آزادگان، خ شهید حسینی، پ 39 ، باغ آینه برگزار می شود. در این جلسه هوشنگ چالنگی، محمد آشور و وحید علیزاده رزازی درباره این کتاب صحبت خواهند کرد.






|+| نوشته شده توسط علی باباچاهی در 90/09/20 ساعت 20:26 | موضوع:


 

(( قابل پیش بینی نبود ))

(شعری از مجموعه ی در انتظار مجوز ِ « هوش و حواسِ گل شب بو برای من کافی ست » )

 

می خواهد از پشتِ بامِ دوست نبیند      دشمن نشنود

گام برنداشته      بردارد طوری که پرت و پخشِ زمین بشود

بعد      عینکش اش را در صفحه ی حوادث پیدا کند      روزنامه بخواند که چه شد      چه نشد

و بگوید چرا روسری ام آب اناری شده 

موسی بندری می گوید  یا از بندر آمده این جن   زیر دشداشه ی مردی خودش را به خواب زده تا تهران 

یا از زنگبار      که در شهرک غرب بیرون بپرد      پریده      رفته زیر پوست زنی که

                                                               عینکش در صفحه ی حوادث پیدا شده

جن که در پوست زن فرو برود      یا به طوری عاشق می شود      یا به طورِ به طوری که

و یا از لب بام      گام برنداشته      استخوان هایش زیر درخت انار      کاشته می شود

گربه های کوچه ی ما کارشان شده لیسیدن استخوان هایی که در آینده مادربزرگ می شوند

              

زن های استخوانی بهتر است با پشت بام         با عرش کاری نداشته باشند     بنشینند روی فرش

البته از فردا شب با چراغ قوه می گردم گردِ شهر       یا مولانا[1]

از جنّ و جن معلولم و اجسادم آرزوست                 یا مولانا

به رفتگرها می گویم      با سگ مرده      گربه ی مرده       پرنده ی مرده      کاری نداشته باشند

منظور جسدهای تازه تازه ای ست که می توان دور تا دور سفره چید: گوجه فرنگی        خیارشور

اهل تعارف نیستم        چشم و بنا گوش لذیذتر است

آلفرد        من این دو چشم سیاه را در حدقه دیده – پسندیده بوده ام

حال       به هر حال       نه غضبی در کار است      نه میر غضبی

سرگیجه      دل پیچه      از عوارض عیاری است

تا صبح خیلی مانده      این چراغ قوّه باید از رو ببَرد کرم شب تاب را

استخوان های من اگر استخوان های تو را دوست نداشت

و جن های منِ من       با جن های تو وَ تو      دوست نبودند

یا پاسبان سوت می کشید     یا چراغ قرمز      توت فرنگی تر می شد

عرضی دارم ای خدای دانایِ توانایِ عاشق هایِ مولانایِ زن هایِ پشت بام های

رفتگرهایِ آلفردهای میر غضب هایِ جسدهایِ اهل تعارف نیستم های از عوارض عیاری!

کاری بکن ای خدا که در اینجا      لندن لندن      باران ببارد

و جز دوری شما      ملالی نیست.

                                                                                 آبان ماه 1387

 





[1]  به مولانا فکر کنید.




|+| نوشته شده توسط علی باباچاهی در 90/09/17 ساعت 3:47 | موضوع:


علی باباچاهی در آستانه ی هفتاد سالگی ایستاده و اکنون به پاس محبت های دوستان و عزیزانی که از راه های دور و نزدیک قدم رنجه کرده اند و پیامی و سلامی فرستاده اند، شعری حذف شده از مجموعه ی تازه اش؛ " گُل ِ باران ِ هزار روزه " را با احترام به تمامی همراهان این صفحه تقدیم می کند و در ادامه نیز می توانید مصاحبه ی اخیر شاعر با خبر آنلاین را به مناسبت هفتاد سالگی اش بخوانید:



چه طوري  ؟


سُر مي خوري اول     بعد
سر از برهوتي در مي آوري با شيشه هاي دو جداره
كه خنثي مي كنند گمب  گمب و    گرومب گرومب را
با گوش هاي باطل نشده از صف آهنگران مي گذري انگار
چكش هاي ريز و درشت هم كفش هاي كتاني پوشيده اند
تنهايي ات از اين دقيقه دقيقه   تكميل مي شود .



ظاهر و باطن    تن و تنهايي !
احتضار    برود    انتحار    گم بشود
فلفلي كه تند نيست
لب و دهنِ دختر خوزستاني به چه دردش مي خورد ؟
شبي كه به تاريكي بي اعتناست   نه فلفل است    نه تند
گفتم شب و    ديدم كه واقعا ---
حسِ ششمِ گلِ شب بو قوي تر از آن بود كه
                                  زير بيني تو كبريتي روشن كند
نكرد ! نه ! بعد ولي
در مقايسه با --- مقايسه كردند مرا
سنگدل شده بودي     ولِ لبِ رودخانه
قلوه سنگ ها   پدر پدر مي كردند و    تو نه انگار---
و بلبلاني كه فلزي نبودند---
پروانه هايي كه مقوايي نبودند ---
و ما كه خودمان بوديم
شما هم كه خودتان بوديد

صبر كن !
بقيه ي مطلب را بعدا در دهنت مي گذارم .




                                                             شهريور ماه 1389




مسلح قدم می​زدم و شعر می​گفتم /

الان از کاغذ نمی​ترسم / کار شاعر در گفت و گو با علی باباچاهی



|+| نوشته شده توسط علی باباچاهی در 90/08/21 ساعت 19:44 | موضوع:

یادداشت فرج سرکوهی پیرامون " گُل ِ باران ِ هزار روزه "؛ تازه ترین مجموعه شعر علی باباچاهی:




«وقتی باران خیس ات نکند

و رودخانه نتواند آبی به سر و صورتت بزند

....چه داری بگوئی؟»


( از شعر در حال قدم زدن، تازه ترین مجموعه شعر علی باباچاهی )


مجموعه‌ شعر گل باران هزار روزه، که در روزهای اخیر منتشر شد، تازه ترین شعرهای علی باباچاهی را در بر دارد و به گفته شاعر "پس از چهار ماه انتظار، با اعمال اصلاحاتی" منتشر شده است.

شعرهای مجموعه گل باران هزار روزه از منظر ساخت، فرم درونی و بیرونی، زبان، مضامین، محتوای شعری شده، نگاه و دیگر شگردها و تکنیک ها اجرا و مولفه های شعری، در ادامه همان مسیری است که علی باباچاهی از دهه هفتاد به بعد در بستر یا موج معروف به «شعر پسانیمائی» یا «شعر وضعیت دیگر» پیموده و کارنامه این دوره شاعری باباچاهی او را چون یکی از انگشت شمار شاعران موفق این موج یا بستر تثبیت کرده است.

علی باباجاهی در دهه های چهل و پنجاه با خلق شعر معروف "من از آبشخور غوکان بدآواز می آیم" و دیگر شعرهائی که در مجموعه شعر "در بی تکیه گاهی" منتشر شدند، به یکی از چهره های مطرح شعر آن دوره بدل شد.
ادامه ی مطلب را از بی بی سی فارسی بخوانید.


                    




|+| نوشته شده توسط علی باباچاهی در 90/08/08 ساعت 0:29 | موضوع:


" گُل باران هزار روزه " تازه ترین مجموعه شعر علی باباچاهی منتشر شد. این مجموعه که انتشارات مروارید آن را به بازار فرستاده، در بر گیرنده ی شعرهای شهریور 88 تا مهر 89 شاعر است. در پیشانی این دفتر، دو گفت و گو نیز آمده که زیر عنوان " شعر و ادبیات، فلسفه، فیزیک، خنده و فراموشی " جای گرفته است. در این دو گفت و گوی تقریبن کوتاه، علی باباچاهی پیرامون مسائل گوناگونی هم چون: شعر پسانیمایی، شعر در وضعیت دیگر، فلسفه، فیزیک و دغدغه های امروز و دیروزش از منظری تازه گفته و گفته ... .

 

 

* مشخصات کتاب:

گُل باران هزار روزه

علی باباچاهی

انتشارات مروارید

چاپ اول / تابستان 90

تیراژ: 1100 نسخه

قیمت: 56000 ریال

 

دوستان می توانند برای تهیه ی این کتاب به انتشارات مروارید ( خ انقلاب - روبروی دانشگاه تهران ) مراجعه کنند.

 

 


گُل ِ باران ِ هزار روزه


در ادامه شعری از این دفتر را با هم می خوانیم:



  " در حال قدم زدن "


 

كاري به كارش ندارند

نه اَشكال هندسي كه مترصد فرصتي هستند

نه حجم هايي كه فضا را به تصرف خود در آورده اند

مي ايستد كنار جدولي    درخت كهنسالي را بغل مي كند    مي بوسد

چه دارد بگويد    به مادر بزرگي كه دارد    چه دارد بگويد ؟

قضاوت سختي ست    نيست ؟

وقتي باران خيس ات نكند

و رودخانه نتواند آبي به سر و صورتت بزند

به مادر بزرگي كه داري    چه داري بگويي؟

 

 

 

 

راه مي افتم از نو     حركت از نو

گرفتن بچه گنجشك از نو    بوسيدن نُكِ او از نو

و چند صحنه ي ساده ي ديگر

آرايش صحنه    صحنه ي بي آرايش :

پياده رو    منِ او   اوي من

سگ    اويِ سگ و    رويِ سگ    زبان دراز سگ

تُفِ خون    خونِ تُف

اسفالت    هُف   هفِ اسفالت

شن  شنِ كيسه    كيسه ي شن

كفش ها كه پراكنده بود    پوتين ها كه متحرك ---

خدا كند اين بچه اردك ها جان سالمي در ببرند از --- بنويس !

چند سنجاقِ سرِ پيدا شده    از اين سر و آن سر را هم --- بنويس

قضاوت سختي ست    نيست ؟

وقتي كه گوش هاي تو روي صحنه    تير !  تير!  فقط تير مي كشند

چه بگويم ؟ چطور بگويم ؟ چه دارم ؟ چه ندارم كه بگويم ؟

 

 

 

 

 راه رفتنش  اما  نه اداري ست

نه اجباري

راه مي روم   نفس مي كشم   نگاه مي كنم به دور وبرم

و كاملا آزادم

كه عينك بزنم

يا نزنم .

 

 

                                                             شهريور ماه 1389

 

 
 


|+| نوشته شده توسط علی باباچاهی در 90/07/22 ساعت 2:9 | موضوع:

دوستان گرامی، همراهان همراه!

خبر تازه این که:

مستند " این قیافه ی مشکوک " پیرامون زندگی و شعر علی باباچاهی به طراحی و کارگردانی وحید علیزاده رزازی تولید و آماده ی نمایش شد. در این فیلم که به صورت مستقل تهیه و تولید شده است، چهره هایی هم چون:
هوشنگ چالنگی، مسعود بهنود، محمد محمدعلی، محمد قائد، مدیا کاشیگر، احمد پوری، فتح الله بی نیاز، ، فرخنده حاجی زاده، بهزاد خواجات، رضا عامری، اردشیر رستمی، علی عبداللهی، علیرضا مجابی و بابک صحرانورد درباره زواياي گوناگون شعري و شخصيتي شاعر صحبت مي‌كنند و از اين رهگذر تلاش مي‌كنند بيننده با چهره‌اي كامل‌تر و تازه‌تر از باباچاهي آشنا شود.

مخاطبان گرامی می توانند اخبار تکمیلی پیرامون زمان و مکان نمایش این فیلم را از همین صفحه دنبال کنند.

متن کامل خبر را در شرق و ایسنا بخوانید.





 
       عکس: امیر رنجبران - پشت صحنه ی: این قیافه ی مشکوک  




|+| نوشته شده توسط علی باباچاهی در 90/07/18 ساعت 12:59 | موضوع:

آن که نه منم

 

صورت به صورت   عاشق صورت ها می شد

در صورتی که   صورتی که عاشقِ صورتِ او بود

صورتِ صورت ها بود

صورت ِدیگر قضیه چندان وهم آلود نیست:

تکثر صورت ها ممکن است آدم را حواله کند به صورت هایی

                                                 که در خواب هم ندیده

 

 

لازم است که بگویم   بگو

سقراط به بقراط معرفی ام کرده  بقراط میگوید

نه    !زنجیری نیست!

هر گِردی را اما با پوست قورت می دهد

در حرمسرایی که در ِدیگش باز است.

گفتن ِاین نکته کار نگفتنی هایی ست که گفتنی هایی دارند

                                                   برای همیشه نگفتن

و صورت ها برای قایم کردنِ صورتی از صورت های خودشان

                                            صورت های دیگری هم دارند

که متفرق اند و نامتمرکز!

 

                                               آبان ماه 1389

 

 

 

|+| نوشته شده توسط علی باباچاهی در 90/05/19 ساعت 10:35 | موضوع: